تبلیغات
حدیث دل

حدیث دل

 

  وقتی مکه در سال هشتم هجری بدست مسلمین فتح شد رسول خدا ( ص ) دستور عفو همگانی صادر کردند اما فرمودند عبد الله  ( برادر رضایی عثمان  ) را هرجا یافتید بکشید حتی اگر خود را به پرده کعبه چسبانیده باشد این شخص  اول مسلمان بود ولی بعد مرتد شد و به مکه فرار کرد و شروع کرد به خدا و پیامبرش دروغ بستن وقتی عبد الله دستور قتلش را شنید به برادرش عثمان پناه برد و از او خواست که نزد رسول خدا واسطه شود تا او را نکشند عثمان برادر را برداشت و نزد پیامبر آورد و از رسول اکرم  ( ص ) طلب بخشش و گذشت برای برادر مرتد خود کرد پیامبر مدت طولانی سکوت کرد و سپس سر بلند کردند و رضایت دادند  ( اصل ماجرا اینجاست  )  رسول اکرم  ( ص ) رو به اصحاب کرد و فرمودند می دانید چرا مدت طولانی سکوت کردم منتظر بودم یکی از شما بلند شود و سر عبد الله را جدا کند  (  کتاب سقیفه علامه عسکری  ص 192 193  )  آری امام جامعه همیشه حرف خود را صریح نمی زند یا مصلحتی را می بیند و یا مقامش در هر موردی اقتضای سخن گفتن نمی کند . این تویی که باید بصیرت داشته باشی و تشخیص بموقع داده و عمل کنی و الا بعد از اینکه همه چیز روشن شد هنری نکردی  . وقتی امام علی  ( ع ) از از انصار پرسیدند چرا با غیر من بیعت کردید جواب شنید تو اعلام خلافت نکردی اگر تو زود تر گفته بودی ما با تو بیعت می کردیم آنها منتظرند که امامشان صریح سخن بگوید تا حرکت کنند اما نمی دانند که همیشه اینگونه نیست این تو هستی که باید بصیرت داشته باشی و راه را بشناسی لازم نیست در هر حادثه ای برایت فتوا بدهد تا تو حرکت کنی انسان بصیر قبل آنکه امامش لب بگشاید نا گفته های او را می داند   .  امام حسین  ( ع ) در شب عاشورا به اصحاب خود فرمودند که از تاریکی شب استفاده کنید و بروید آنان که حسین شناسند می دانند که نباید بروند امام وظیفه خود می داند جان یارانش را به خطر نیندازد می فرمایند اینها فردا با من کار دارند شما جان خود را نجات دهید . اما تو وظیفه دیگری داری تو نباید مصلحت سنجی کنی مصلحت سنجی کار امام جامعه است و کار تو طلب فهم امام از توست . اما  امان از حزب الهی هایی که دم از ولایت مداری می زنند ولی حاضر نسیتند که سخن امامشان را بخوانند تا بفهمند او چه می خواهد  قضیه وقتی بدتر می شود که وقتی امام جامعه مسلمین بارها مطلبی را بیان می کند مثلا چند بار در سال می فرمایند من به مذاکره خوشبین نسیتم اما عده ای منتظر می مانند تا ایشان حرفش را صریحتر بزند نه تنها حرفش را نمی فهمند بلکه گفته های ایشان را هم نمی دانند و می گویند که ما منتظریم رهبری نظرشان را بگویند نکند توقع داری ایشان بیایند در صحنه علیه سیاست مداران شعار بدهند تا تو تصمیم بگیری و حرکت کنی مقام معظم رهبری می فرمایند بنده همچنان که گفتم به مذاکرات خوشبین نیستم من فکر نمی کنم از این مذاکرات آن نتیجه ای که ملت ایران انتظار دارند بدست بیاید لاکن تجربه ای است و پشتوانه تجربه ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد و در جایی دیگر می فرمایند موضع داشته باید نسبت به اشخاص نسبت به جریانها نسبت به سیاستها نسبت به دولتها موضع داشته باشید نظر داشته باشید این جور نیست که شما باید منتظر بمانید که رهبری در باره فلان شخص و یا فلان حرکت و یا  فلان عمل و یا  فلان سیاست چه موضعی اتخاذ کند که شما بر اساس آن موضع گیری کنید اینکه کارها را قفل خواهد کرد  رهبری وظایفی دارد و شما وظایفی دارید به صحنه نگاه کنید و تصمیم بگیرید منتها تقوا را رعایت کنید .


+نوشته شده در شنبه 18 مهر 1394 ساعت08:06 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



سوال اول  : در مورد رویت و جسم بودن خداوند  :
خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید : ((لا تُدرِکُه الابَصارُ  )) ( 1 ) دیدگان او را نمی بیند ((  لَیسَ کَمِثله شَیُ )) ( 2 ) هیچ چیزی مانند او نیست . و هنگامی که حضرت موسی در خواست دیدن خدا می کند به او می فرماید : (( لَن تَرانی )) ( 3) هرگز مر نخواهی دید .

-----------------------------------
1- سوره انعام - آیه 103   ---  2 - سوره شورا آیه 11   ----   3 - سوره اعراف آیه 142
پس چگونه می پذیرید احادیثی که صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل کرده اند .
به اینکه خدای سبحان در برابر بندگانش نمایان می شود و او را می بینند چنانکه ماه را در شب چهاردهم می بینند ( 1 )
و خداوند هرشب به آسمان دنیا فرود می آید ( 2 )
و پایش را در جهنم می گذارد پس جهنم پر می شود ( 3 )
و پایش را نمایش می دهد تا مردم او را بشناسند  (  4 )
وخداوند می خندد و تعجب می کند و مانند آن روایتهایی که خدا به شکل جسمی متحرک و قابل تحول در می آورد مثلا دو دست و دو پا دارد پنج انگشت دارد که آسمان ها را بر انگشت اول می گذارد و زمین ها را بر انگشت دوم و درختان را بر انگشت سوم و آب وخاک را بر انگشت چهارم  و سایر آفریدگان را بر انگشت پنجم  ( 5 )
 ودارای منزلی است که در آن سکونت دارد و حضرت محمد  ( ص ) برای دخول بر او در منزلش سه بار اجازه می گیرد  ( 6 )
 خداوند برتر است از این تشبیهات . ای پروردگار عزت و جلال تو منزه و مقدسی به تو پناه می بریم از اینگونه توصیف ها
--------------------------------------------------------------- 
1 - صحیح بخاری  ج  7 -  ص   205   و صحیح مسلم  ج  1  ص  122
2-صحیح بخاری  ج   2   -  ص 47
3-صحیح بخاری  ج   8 -  ص  178 و 187 
4-صحیح بخاری  ج  8 -  ص 128 و صحیح مسلم ج  1  ص  115 .  
5-صحیح بخاری  ج   6 -  ص - 33  و  ج  9  -  ص  181 .
6-صحیح بخاری  ج  - 8  - ص - 183 . 
-------------------------------------
 پاسخ کامل به این سوال را می توانید در نحج البلاغه امام علی (
ع)با شرح محمد عبده - ج 1 -  خطبه  1  . بیابید .

(( گرفته شده از کتاب از آگاهان بپرسید دکتر محمد تیجانی تونسی ))
 


+نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد 1394 ساعت07:48 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



اللّهم صِّلِ عَلی مُحِّمَد وَ الِ مُحِّمَد
الهی به امید تو که بجز تو پناه گاهی نیست
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
اِهدِنا الصِراطَ المُستَقیم
خدایا چنان کن سر انجام کار    ...   تو خشنود باشی و ما رستگار



+نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد 1394 ساعت06:47 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |




+نوشته شده در یکشنبه 2 فروردین 1394 ساعت10:00 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



خدایا شرم می دارم از این دل
که کرده دشمنت در خانه منزل
خدایا خانه دل باز بستان
کزین دد جز شرارت نیست حاصل
     *  * * * * * * *
دلم می خواد دل آرامم تو باشی
مه روشنگر شامم تو باشی
موذن چون برآرد بانگ افطار
مراد نوش هر جامم تو باشی
    *  * * * * * * *
مه وصلم که بود ی تاج بر سر
بریدی از من بیچاره آخر
دلم می خواد مهاجرزنده باشد
ببیند روی تودرسال دیگر

   *  * * * * * * *

+نوشته شده در شنبه 11 مرداد 1393 ساعت07:55 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



نه سرداری بماند نی سپه دار
نه این دنیا شود با کس وفا دار
اگر خواهی به محشر روسپیدی
غمی از دوش محتاجی تو بر دار

   * * * * * * * *

هوای نفس این دزد تبهکار
زند چون مار بر جان من آزار
خداوندا نگه دارم و گرنه
بیندازد مرا در کوره نار

  * * * * * * * *

درونم دشمنی گردیده قایم
که ما می دهد آزار دایم
به نرمی در دل ما جا گرفته
جهنم می برد ما را ملایم

  * * * * * * * *

مدار چرخ می گرد نخور غم
نریز از بهر رفتن اشک ماتم
نکرده با کسی دنیا وفایی
نگشته با کسی این دهر محرم

  * * * * * * * *

تو که نامت به هر دردی دوا بی
 تو که ذکرت به هر دردی شفا بی
ببخشایم خدایا وقت رفتن
 که عمرم جملگی پر از خطا بی

  * * * * * * * *

مو که مشتاق دیدارم چه سازم
مو که شورت به سر دارم چه سازم
اگر تا زنده ام رویت نبینم
به محشر سر که بردارم چه سازم

  * * * * * * * *



+نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد 1392 ساعت10:49 ق.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



اگر تو را طلب طلعت رخسار دیّر است
کرم نما و فرود آی که افتخار دیّر است
قدم چو گذاری به شهر اندر و ساحل دریا
همه جا حکایت از قدمت دیار دیّر است
چون به ساحل زیبای آن نظر کنی
بینی که جمع جمال  . دریاکنار دیّر است
آذر و دی و بهمن و اسفند و فرودین
فصل گل و سبزه و بهار دیّر است
کوه و دریا و طبیعت سبز جمله در یکجا
چشم نواز و جاذب و شایق دیدار دیّر است
ماهی و میگو و صدف های زیبای دریایی
همه بخشی زسوغات بی شمار دیّر است
بنای دیر و کلیسا و قبور کلیمیان
نشان ز تاریخ ژرف در ادوار دیّر است
شاعرانی چو مفتون و مُدام دیّری
گنجینه ی علم و ادب در اشعار دیّر است
شهر های تنگستان و کنگان و جم و دشتی
بسیارند اهل ادب که از تبار دیّر است
به عینه ببیند حسن خلق و کمال مردمش
هرکس که در این طریق رهگذار دیّر است
تلفیق دین و علم و ادب در اعصار مختلف
گویای تمّدن  مردم بیدار دیّر است
پرچم اقتدار ایران به بام  خلیج فارس
مایه عزت مردم جانثار دیّر است

بندر دیّر جنوبی ترین شهرهای استان بوشهر و در 210 کیلومتری مرکز استان قرار دارد. این شهرستان از شمال با شهرستان خورموج و ازجنوب با شهرستان کنگان و از شرق با شهرستان جم و از غرب با خلیج همیشه فارس و کشورهای قطر و بحرین همسایه است . مردم بندردیّر در بحرین اقوام و عشیره زیادی دارند و بزرگترین اسکله صیّادی ایران در این شهر قرار دارد . حهت اطلاع بیشتراز تاریخ و ابنیه تاریخی بندردیّر به کتاب دیّر نگینی بر خلیج فارس مراجعه شود .  (   http://www.icnc.ir/index.aspx?pid=289&metadataID=9d004441-e270-4850-830d-b3bda9a94aad  )  و (     http://www.sepas.ir/page40.aspx?   )


+نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت05:01 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



عجایب روز گارن مش محمد 

جهان گرد غبارن مش محمد
نشونی که میگن آخر زمونن
همه جا آشکارن مش محمد
صداقت همدلی خوش اعتباری 
دگه بی اعتبارن  مش محمد
خر دّجال که کَسپَک می رِزِت شاش
وِلِن امّا چِدارن مش محمد
سپاه جنگ نرم که اندن تو ایشوم
همش عقرب و مارن مش محمد
گپ گفتش قشنگن دل فریبن 
چه خوش نقش و نگارن مش محمد
بلاد مسلمین جنگ جدالِن 
 یقین دستی تو کارن مش محمد
ابوسفیان . ابی . وال فرعون 
هِسِن اما پنارِن مش محمد
تو بحرین و عراق و شهر زینب ( س )
رِچِش اونجا دیارن مش محمد
دوباره عَمرو اَندِن پشت خندق 
مسلمون در فشارن مش محمد
باید دَس هاکنیم با هرچه موهِن 
که دشمن نا بکارن مش محمد
اگه دَس هاکنیم با امر مولا 
 اینا خِشتُ خَشارن مش محمد
اگه هُمبِه می دِت عَمرومثل کفتار 
 علی شیر بُدارِن مش محمد
اگه صد عَمرو دیگر تّجِه وازِنت 
ولی دشمن شکارن مش محمد
ز هر راهی که دشمن وارد امبیت 
رهین که بی گُدارن مش محمد
اگه دسپاچشن شیطون گوتو 
مریضن بی قرارن مش محمد
کسی که سی عدو ره پاکی هاکُونت
یقیناً اهل نارن مش محمد
-------------------------------------
ترجمه کلمات ... 
نشونه  = نشانه 
میگن = می گویند 
دگه = دیگر 
خر = الاغ 
دّجال = مردی که در آخر الزمان ظهور می کند تا مردم را بفریبد 
کَسپَک = خرمای خشک و خوش مزه
می رزت =  می ریزد 
شاش = از او = هم راه او
ولن = رها شده 
چدارن = نیمه بسته است . در قدیم وقتی الاغها را برای چرا رها می کردند برای آنکه فرار نکنند یک دست و یک پای آنها می بستند تا نتوانند فرار کنند فقط بتوانند راه بروند و این سبک بستن را چدار می گفتند . 
اندن = آمده است 
ایشوم = روستا . قریه 
همش = همه آنها 
عقرب و مارن = عقرب و مار گزنده هستند .
گپ وگفتش = نحوه صحبت کردنش 
دل فریبن = دل فریب است 
ابی = منافق مدینه در زمان هجرت پیامبر اسلام ( ص ) ( عبد لله ابن ابی )
هسن = هست . وجود دارد 
پنارن = پنهان است . خود را پنهان کرده است 
شهر زینب ( س ) = منظور سوریه است 
رچش = جای پایش
اونجا = آنجا 
دیارن = پیداست 
عمرو= عمرو بن عبدود 
مسلمون = مسلمان 
دس هاکنیم = دفاع بکنیم 
موهن = داریم 
اینا = اینها 
خشت و خشارن = خس خاشاک است 
همبه = صدای وحشتناک کفتار 
می دت = می دهد 
بدارن = بیدار است 
تجه وازنت = جوانه بزند و باز بروید 
ولی = ولی امر مسلمین 
رهین = راهی است 
بی گدارن = بی گدار = مطالعه نشده . تجربه نشده . معمولا کسی که از راه بی گدار عبور کند به گل می نشیند . 
دسپاچشن = دستپاچه است  = با عجله به کاری دست می زند  = بدون فکر کار می کند  . 
شیطون گوتو = شیطان بزرگ  =  رییس شیطانها . 
سی = برای 
عدو  = دشمن
ره پاکی = جاسوسی 
هاکونت  = بکند 
اهل نارن = اهل جهنم است 
ن =  درآخر مصرح دوم هر بیت بمعنای است می باشد مثل ولن یعنی ول است چدارن . یعنی چدار است 




+نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور 1391 ساعت02:09 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



ما نام گرفتیم ز نام رمضان  

سرمست شدیم جمله ز جام رمضان 
یا رب بده توفیق که با یاری تو  
 سرمست بمانیم تمام رمضان

 ********

ما نور گرفتیم ز کلام رمضان
با شوق شدیم سوی صیام رمضان 
بسیار کرم کرد خداوند کریم  
هوشیار شدیم ما ز پیام رمضان 

      ********

آنکس که شود ضیف صیام رمضان 
 در فیض بود صبح و شام رمضان 
با هر نفسی اجر و ثوابش بدهند    
 طاعت بنویسند منام رمضان 

     ********

+نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد 1391 ساعت06:37 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



ای که وجود عرش و فرش ز نام محّمد ( ص )
ای که مستی رندان عشق ز جام محّمد ( ص )
خورشید جهان شمول حقیقت طلوع نکرد 
ننمود رخ ز افق جز به پیام محّمد  ( ص )
سوره علق اولین کلام حق بهانه شد 
تا خدا شود درون غار همکلام محّمد  ( ص )
طاق کسری شکست و بتان سرنگون شدند 
آشفته خواب شدند کاهنان ز قیام محّمد  ( ص )
جن و انس و ملک ز ورای طبیعت آمدند 
تا بگیرند درس بندگی ز کلام محّمد  ( ص )
ای که امروز ز پرتو نورش غرق رحمتی 
صد سلام و درود فرست بر محّمد و ال محّمد  ( ص )

+نوشته شده در پنجشنبه 9 تیر 1390 ساعت04:08 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |




+نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت09:39 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |





+نوشته شده در شنبه 20 آذر 1389 ساعت03:22 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |



حضرت حجه الاسلام فاطمی نیا از شبکه چهار سخنرانی می کردند  نقل کردنداز شیخ بهاری که ایشان نقل کردند از میرزای بزرگ شیراز مرجع تقلید عالم اسلام که ایشان فرمودند روزی شخصی نزد ایشان آمد وگفت آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه مرا پیش شما فرستاده وحاجتی دارم ایشان فرمودند برای صدق گفته ات چه آدرسی داری گفت آقا همین هم به من گفتند که از تو آدرس می خواهند و آدرس اینکه در سال  فلان شما به زیارت بیت الله الحرام رفتید مسجد الحرام در های زیادی دارد از درب فلان داخل شدید وپس از زیارت خانه کعبه به زیارت عمه ام حضرت زینب در شام رفتید .

  (  دلیل قبر مطهر حضرت زینب سلام الله علیها در شام است از قول آقا  )

+نوشته شده در یکشنبه 30 آبان 1389 ساعت03:52 ب.ظ توسط فضل الله عالی پور | کپی برداری با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد نظرات |